اَين معز الاوليآء و مذل الاعداء؟
کجايي مولاي من ؟ کجايي آرام قلبم؟
درد فراق را چگونه مي توان بازگو کردن؟
جگر سوخته از غم هجران را چگونه مي توان التيام بخشيدن ؟
تا کي درد هجران را به دل بکشيم؟
تا کي آرزوي ديدارت را در سر بپرورانيم؟
اي خورشيد درخشان! اي ماه تابان! تا کي از درد دوريت بگريم؟
تا کي سرگشته و پريشان باشم؟
تا کي از هر کوي و برزن سراغت را بگيريم
***
حال و روز ابري خودر رابه دست پنجره اي درامتداد در مي سپارم
تا گاهي که سر به شانه سجاده مي نهم چشمهايت درست روبريم بنشيند
اينبار هم آسمان خم شد از خواهشهاي دل
عطش چه مظلومانه قاب عکست را سيراب کرد
من منتظر حادثه اي بي خبرم!!!!!
بسم الله الرحمن الرحيم
سينه ام بوي تربت تو را ميدهد دلتنگ نيستم!نه! ولي ميخواهم بگويم تمام ستارگان بر خاك افتاده
نام و نشاني بر مزار خويش دارند؛مدينة النبي،نجف،بقيع،كربلا،كاظمين،مشهد اما نام مزار مادر
من نيست نيست! . من تمام خاك را بوييده ام شايد كه تربت ناپيداي تو را بيابم اما تمام خاك
دلتنگي هاي تو را با خود دارد.
قسم به حضرت مولا هميشه گريه کنم
نبود وعده ي ما اينهمه دل آزاري
براي مرحم دل تا هميشه گريه کنم
براي شادي قلبت ز کودکي مولا
به ياد زينب کبري هميشه گريه کنم
يقين که لحظه ي مردن تو بامني چونکه
به مشک پاره ي سقا هميشه گريه کنم

صاحِبِ النّاسَ مِثلَ ما تُحبُّ أن يُصاحِبُوكَ بِهِ
با مردم به گونهاى رفتار كن كه دوست دارى با تو آنگونه
رفتار كنند..........
السلام علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی
بسم رب المهدی
دیگر دلی نمانده که دلبر بخوانمت
هجران روی تو دل ما را مذاب کرد
ترسم که بیایی و من آن روز نباشم
ای کاش که من خاک سر راه تو باشم
آفتابا بس که پیدایی نمی دانم کجایی
دور از مایی و با مایی نمی دانم کجایی
